آرایشگاه مورد پسند واقع شد. هزینه خیلی برایشان مهم نمود در درجه اول کیفیت کار آنان حرف اول را می زد. پس از خلاصی از آرایشگاه نوبت لباس عروس بود. این دیگر شوخی بردار نیست لباس باید متناسب با اندام باشد به مزون های مختلف سر زدند عاقبت بعد از چند هفته لباس مورد نظر سفارش داده شد.تناسب لباس عروس و داماد هم یک مقوله دیگر است برای آنهم چند روز وقت صرف شد، این هم به خیر گذشت. نوبت به عکاسی رسیده بود. به جندین آتلیه سر زدند به آلبوم های آنان با دقت تمام نگاه کردند. همه بسیج شده بودند تا عکاس و.فیلمبردار مورد نظر را پیدا کنند عاقبت جائی که آلبوم مدرن داشته باشد، پیدا کردند قیمت ها سر به فلک کشیده بود مهم نبود چون یکبار است بالاخره هر بار که آلبوم را باز می کنند نوبت به تالار رسید تالارهای زیادی را گشته بودند یا فضای مناسب نداشتند ویا غذای مورد دلخواه طبخ نمی شد. بالاخره پس از هفته ها پرس وجو تالار مورد نظر پیدا شد. این قائله تمامی ندارد نوبت به سرویس طلا می رسد. سرویس باید با لباس و آرایش تناسب داشته باشد. وسایل آرایش عروس فشن تیوی باشد از چند متخصص پرسیده می شود تا مبادا از مارک های بنام روز نباشد. سایر خریدهای عروس وداماد ماهها به طول می انجامد همه با وسواس خاصی دنبال بهترین کیفیت کار هستند. حق هم داشتند زیرا باید برای بهترین روز زندگی برنامه داشت در غیر این صورت هر مراسمی که می روند، یاد آور کم وکسری ازدواجشان است. ماشین عروس هم مهم است اگر ماشین اسپورت باشد یکسری محاسن و معایب دارد 6 دره هم همینطور تجارب اقوام و دوستان را جویا می شوند تا اشتباه نکرده باشند. نوع گل ماشین و گل آرایی آن هم مهم است. آلبوم های گلفروشی را زیر ورو می کنند تا بهترین ها انتخاب شود.

 هر کسی به فراخور وضعیت مالی این هزینه ها را در پیش رو دارد اگر هم وضعیت مالی مناسب نبود باید بنوعی پرداخت شود ولو با قرض.

ضرورت مشاوره قبل از ازدواج

 آماده سازی مقدمات ماهها وقت می طلبد که به خاطر ضرورت کار ارزش وقت گذاری دارد. اما سؤال اینجاست آیا این وسواس در سایر مسائل زوج وجود دارد؟ آیا این دو که با این دقت در مورد تناسب وسایل توجه دارند به تناسب دو شخصیت توجه داشته اند؟ آیا این دو برای سالهای طولانی می توانند در کنار یکدیگر زندگی کنند؟ آیا اختلافات ماهوی خود را زیر عشق هیجانی پنهان نکرده است؟ آیا این دو راه و رسم زندگی را می دانند؟ آیا در مورد روحیات یکدیگر شناخت دارند و یا قراراست در منازعات فراوان پی به عدم تفاهم ببرند؟ اینها و صدها سؤال دیگر قابل طرح است. نبودن فرهنگ مشاوره از یک سو و در بسیاری از مواقع عدم توجه به تجارب و توصیه های والدین منجر به ازدواج های با ریسک فراوان می گردد. هیچ یک از زوجینی که وصفشان رفت با این نیت که روزی کارشان به جدایی بیانجامد، این همه سختگیری نکردند.آنان می خواستند زندگی کنند، اما چه می شود کارشان به جدایی می انجامد؟! شاید بپرسید  از کجا معلوم که این اتفاقات بیافتد؟ آخرین آمار نشان می دهد از هر 4 ازدواج در تهران 1 مورد در 5/1 سال اول زندگی به طلاق می انجامد. یعنی 25 درصد از ازدواج ها در ابتدای راه به شکست می انجامد. در این بخش به برخی از دلایل اشاره می شود.

تفاوت نسل های گذشته و حاضر در این است که در گذشته شیوه های زندگی چه درست و چه غلط نسل به نسل و سینه به سینه منتقل می شد، فلذا افراد بیشتر تابع الگو های خانوادگی بودند، اما در نسل کنونی با تغییر و تحولات به وجود آمده در جوامع تبعیت از خانواده کمتر شده و افراد تصورشان آنست که کمتر نیاز به دخالت والدین دارند، لذا با کنار گذشته شدن نسبی والدین بر ریسک ازدواج افزایش می افزاید. از سوی دیگر انتخاب ها در قبل با شیوه های سنتی بود یعنی خانواده ها کم و بیش مستقیماً یا توسط معرف یکدیگر را می شناختند و حدوداً از کم وکیف ویژگی شخصیتی افراد وخانواده ها مطلع بودند،یعنی صافی های مختلفی برای غربار گری افراد وجود داشت. در بسیاری از موارد اگر معرف فرد موثقی بود در حکم صافی عمل می کرد، اما به دلیل تغییرات بوجود آمده در ارتباطات، خانواده ها شناخت کمتری از یکدیگر دارند و شیوه های تحقیق سنتی نیز کار آمدی خود را از دست داده است، لذا احتمال عدم شناخت نا همخوانی زوجین وجود دارد. فرضاً در ازدواج های سنتی اگر افراد دارای مشکلات شخصیتی بودند احتمال آن بود خانواده ها پی به این موضوع ببرند. چرا که در اغلب موارد از سنین کودکی با شخصیت او با او آشنایی داشته اند، اما در حال حاضر این امکان کمتر شده است. از سوی دیگر بر اساس دید گاه های روانشناسی ازدواج گاه براساس شناخت و منطق شکل می گیرد و گاه براساس هیجانات صرف. در گذشته ازدواج کمتر براساس هیجانات بود، اما امروزه ازدواج ها بیشتر بر اساس هیجانات شکل می گیرد. شروع زندگی که بر اساس هیجان صرف باشد بعد از مدتی آنان را با واقعیت های ملموس زندگی و اختلافات موجود بین زوجین مواجه می سازد.

واقعیت دیگر آنست که در گذشته میزان سازگاری و آستانه تحمل افراد بیش از حال بود افراد سعی می کردند خود را با شرایط بوجود آمده سازگار نمایند و در صورت بروز مشکل به حل آن برآمده و در صورت عدم موفقیت خویش را با شرایط بوجود آمده سازگار کنند، اما در حال حاضر میزان سازگاری جوانان بسیار متفاوت با قبل است. کمبود میزان سازگاری باعث ایجاد مشکلات عدیده از جمله افزایش نرخ طلاق می گردد، لذا می توان نتیجه گرفت در حال حاضر احتمال ریسک ازدواج بالاست. نسل امروز نسلی علمی است و کمتر موعظه پذیرند وقتی در کنار مشاوری که دارای تخصص در زمینه مشاوره ازدواج است قرار بگیرد از شکل گیری ازدواج سالم یاری رسانی می شود.

متخصص و مشاور که در شناخت شخصیت ها تبحر دارد به افراد کمک می کند تا ریسک ازدواج کاهش یابد.

درمشاوره ازدواج چه روندی پی گیری می شود؟

 برخی بر این باورند که ازدواج مثل هندوانه در بسته است و فقط بعد از ازدواج معلوم می شود که کیفیت آن چگونه است! اما روانشناسان براین باورند که قبل از ازدواج تا حد زیادی می توان به همسانی زوجین پی برد. در مشاوره ازدواج شیوه های علمی وجود دارد که به افراد کمک می کند تا میزان سنخیت و همخوانی زوجین شناسایی شود. در مشاوره ازدواج با بهره گیری از ابزارهای علمی از جمله تست های شخصیت به شناخت شخصیت هر یک از زوجین پرداخته می شود، علاوه بر آن در صورت وجود اختلالات شخصیت یا بیماری روانی قابل تشخیص است. از سوی دیگر به وسیله سایر تست ها می توان به میزان تطابق زوجین پرداخت. مشاور ازدواج با مصاحبه زوجین در صورت مشاهده اختلالات موجود به درمان آن قبل از بروز مشکل در ازدواج می پردازند.

به امید آنروزی که در کنار هر زندگی متخصص روانشناس و مشاور خانواده جز اصول زندگی باشد.  


 

نوشته شده توسط خانم کردلو در دوشنبه سی ام آذر 1388 ساعت 14:26 موضوع همسر شايسته خود را چگونه انتخاب كنيد ! | لينک ثابت